تجربه شيرين دريا
ارغوان نازم ماه قبل براي بار دوم در طول زندگي تقريبا يك ساله شما رفتيم شمال، به اتفاق عمه جون و عمو فرزاد و فاطمه جون رفتيم ويلاي عمو فرزاد اينا تو محمود آباد. صبح آخرين روز ماه رمضون تصميم به سفر گرفتيم و بعد از افطار عازم سفر شديم. تقريبا خوب رفتيم و از ساعت يازده و نيم كه حركت كرده بوديم ساعت تقريبا چهار رسيديم. خاله فاطمه مهربون تا رسيديم اتاق و تخت ما رو آماده كرد تا شما رو كه در تمام طول مسير رو صندليت خواب بودي بدون خدايي نكرده بيدار شدن و بد خواب شدن بخوابونيم. ههههههههي كه چشمتون روز بد نبينه، شما بيدار شدي و تا طلوع كامل خورشيد نخوابيدي و اذيت كردي، خوب منم اگه از ساعت يازده تا چهار صبح خوابيده بودم فكر ميكرد...
نویسنده :
سمان مامان ارغوان
0:04






